پاسخ به شبهه – چرا روزی برخی در زیارت بسیار است، هر وقت اراده کنند به مشهد و کربلا می‌روند، اما برخی دیگر در زیارت قم نیز می‌سوزند؟! (مهندس پتروشیمی / عراق) – سیاره اراکس

پایگاه پاسخگویی به سؤالات و شبهات (ایکس – شبهه): لابد با دیدن میلیون‌ها زائر [به ویژه در اربعین]، که از راه‌های بسیار دور مشرف می‌شوند، با خود می‌گویید: «خب، من نیز دوست دارم به زیارت  مشهد و قم بروم، پس چرا نمی‌شود»؟! خب، گاهی نعمت که زیاد شد، آدمی قدرش را نمی‌داندم؛ با خود نمی‌گوید: «این میلیون‌ها زائر به زیارت همان حرم‌هایی می‌آیند که خودم مجاور آنها هستم»!

اما، در هر حال سؤال به قوت خود باقیست، و خوب است که به نکات زیر توجه شود:

الف – در روایات تعلیم داده شده  که هنگام غذا خوردن، به صورت یا غذای دیگران نگاه نکنید و متوجه طعام خود باشید. بدیهی است که مقصود از طعام، صرفاً خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها نمی‌باشد، بلکه آدمی باید متوجه نعماتی باشد که خداوند کریم به خودش روزی نموده است، تا با استفاده‌ی بهینه از آنها، شاکر باشد، رشد نماید  و به تعالی برسد. مثلاً در مقام تحصیلی، جنابعالی مهندس پتروشیمی شدید و بنده و میلیون‌ها مثل بنده نشدند! شما در عراق مجاور حرم شریف چندین امام علیهم السلام هستید و دیگران نیستند…؛ آیا باید مقایسه کنیم؟!

ب – هیچ کس نمی‌تواند بداند و بفهمد که کدام روزی، به چه مقدار و چرا نصیب کسی شده است، مگر خداوند رزاق و حکیم که فرمود: هر چیزی اندازه (قدر) دارد؛ ومقدرات (اندازه‌ها) در علم، حکمت، قدرت و مشیت خداوندِ رب العالمین است.

«اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» (العنکبوت، 62)

ترجمه: خداوند بر هر كس از بندگانش كه بخواهد روزى را گشاده مى‌گرداند و [يا] بر او تنگ مى‏‌سازد زيرا خدا به هر چيزى داناست.

ج – نه زیادی رزق [مال دنیا، علم، زیارت و …]، دال بر مؤمن‌تر بودن و خوب‌تر بودن کسی می‌باشد، نه کمی آنها الزاماً دال بر ضعف ایمان و خوب نبودن کسی می‌باشد. اگر چه ایمان، تقوا و یا کفر و ظلم، تأثیرات مستقیمی دارند. چه بسیارند افرادی که حتی با علم، مال، قدرت و سایر نعمات الهی، منحرف‌تر شدند و بر طغیان‌شان افزوده شد – چه بسیارند که حتی معصوم علیه السلام را هر روز از نزدیک ملاقات و زیارت می‌نمودند، اما بر انحراف و خسران‌شان افزوده شد!

د – گاهی رزقی در قبال حالی و کاری می‌رسد، مانند اندکی نیکی خالصانه، دعای پدر و مادر، صله ارحام، توسلی صادقانه و … – گاه رزق الهی  معلول هیچ حال و کاری از انسان نیست، بلکه بدون سابقه می‌رسد – گاه رزقی برای هدایت بیشتر می‌رسد و گاه رزقی برای غفلت بیشتر و سرعت در سراشیبی سقوط می‌رسد – گاه برای جذب بیشتر رزقی می‌دهند و گاه برای دفع بیشتر! چنان که خود ما، گاه به کسی حقوق، دستمزد، پاداش، پست و مقامی می‌دهیم که در بیشتر در کنار ما باشد، گاه چیزی می‌دهیم که سریعاً ما را ترک گوید و دور شود –  ولی در تمامی این گوناگونی‌ها، امتحان هست. در زیارت کربلای معلا، یا حرم حضرت معصومه علیها السلام و … نیز امتحان هست؛ چه به هنگام قصد، چه به هنگام زیارت، و چه پس از زیارت و بازگشت.

هزاران هزار نکات و علل و اسباب دیگر نیز وجود دارد، به عنوان مثال:

حکایت اول:

در شرح حال مرحوم علامه امینی رحمة الله علیه [مؤلف کتاب ارزشمند الغدیر]، آمده: برای اتمام جلد آخر، تحقیقات گسترده‌ای برای یافتن یک یا چند حدیث معتبر انجام دادند، اما به نتیجه نرسیدند و تصمیم گرفتند، در نجف اشرف، متوسل به حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام گردند.

چند شبی با اخلاص مشرف می‌گردید و با آداب تمام و خلوص زیارت می‌نمود. یک شب حین زیارت دید عربی وارد شد و با صدای بلند و بسیار بی‌ادب گفت: «یا علی! اگر مردی (یا لفظی شبیه به این)، این حاجت مرا بده – و بیرون رفت»! علامه بسیار از این گستاخی و بی‌ادبی ناراحت شد.

شب بعد، هنگام زیارت دید همان مرد عرب دوباره وارد شد و گفت: «یا علی! معلوم شد خیلی مردی – و رفت»!

این‌بار، دل علامه شکست؛ با اشکِ ریزان، رو به ضریح ایستاد و عرض کرد: «یا امیرالمؤمنین! من که از شما برای خودم چیزی نخواستم، کتابی می‌نویسیم که مستحضرید و حدیث و منبعی درخواست نمودم؛ اکنون چندین شب است که با آداب تمام به زیارت می‌آیم و متوسل می‌شوم، اما پاسخی نگرفتم؛ ولی حاجت آن مرد بی‌ادب و گستاخ، به سرعت برآورده شد»!

گفته شده در خواب حضرت را زیارت نمود که به او فرمودند:  «اگر ما حاجت آن مرد عرب را نمی‌دادیم، از ما روی بر می‌گرداند [یعنی به هلاکت دنیا و آخرت می‌افتاد]، اما امینی نمی‌رود، حال برخیز که حاجت تو را هم دادیم».

مرحوم  علامه امینی، در فکر همین رویایش بود که نا گهان درب خانه به صدا درآمد. همسر همسایه‌اش بود و پس از سلام گفت: «شوهر من طلبه است، ما خانه تکانی می‌کردیم، یک سری کتاب بود که دیگر مصرف نداشتیم؛ همسرم گفت: در همسایگی ما نیز یک آخوندی هست، این کتاب‌ها را به او بده، شاید مورد استفاده‌ی او باشد». و در میان کتاب‌ها، همان احادیث و منابعی بود که او مدت‌ها در جستجوی آن بود.

حکایت دوم:

یکی از خویشان می‌گفت: «در حسرت زیارت کربلا [به ویژه در اربعین] می‌سوختم، همه دوستان به این توفیق رسیده بودند، به جز من! احساس بدی به من دست داده بود که چرا توفیق و روزی من نمی‌شود؟ روزی یکی از دوستان از من خواست که امشب به منبر مرحوم آیت الله خوشوقت بروم. با خود قصد کردم که از ایشان بپرسم چرا روزی من نمی‌شود؟! او گفت: وقتی وارد مجلس شدم، صحبت ایشان شروع شده بود، من نیز در همان نزدیک ورودی، یک گوشه نشستم. ناگهان ایشان سخنش را قطع کرد و فرمود: «برخی، به زیارت حرم حضرت شاه عبدالعظیم علیه السلام که ثواب زیارت کربلا را دارد و بیخ گوش‌شان است نمی‌روند، حالا آمده‌اند که از من بپرسند: چرا زیارت کربلا نصیب‌شان نمی‌شود»! این دوست ما، با حیرت فراوان، پاسخ را گرفت، به زیارت حرم ایشان رفت و سال بعد نیز به کربلا مشرف گردید.

ھ  برخی از ما، در حالی که امت امام زمان، حضرت مهدی علیه السلام هستیم و می‌توانیم (و باید) هر روز دست کم با یک سلامی به زیارت ایشان برویم و با ایشان گفتگو نماییم، غفلت و دریغ می‌کنیم، اما در حسرت زیارت حرم‌های دور دست (نجف و کربلا برای ساکنین ایران – مشهد و قم برای ساکنین عراق، سوریه و …) می‌سوزیم!

و – زیارت با دیدار بسیار متفاوت است. ما در روز هزاران نفر را می‌بینیم که هیچ کدام را نمی‌شناسیم، و چه بسا آشنایان بسیاری در میان آنها باشند که چون توجه نداریم، تشخیص نمی‌دهیم، چنان که گویی ندیده‌ایم. حتی چه بسا امام زمان علیه السلام نیز در میان آنان باشند، ببینیم و نشناسیم.

اما زیارت، دیدن در و دیوار و گنبد و گلدسته و ضریح نیست، بلکه حضور و مشاهده است، که باید از روی معرفت و صدق باشد. پس اگر اینگونه بود، یک توجه با اخلاق، محبت و مودت، و یک سلام از راه دور نیز زیارتی بسیار مقبول خواهد بود و زیارت ایشان در حرم، نورٌ علی نور.

ز – بنابراین، ضمن حفظ و تشدید شوق زیارت، ضمن دعا و توسل برای توفیق زیارت، ضمن بسنده ننمودن به دعا و توسل و میل قلبی، بلکه تلاش برای تحقق آرزو و استجابت حاجت، امر را به خداوند متعال، لطیف،جواد و کریم بسپاریم و به حول و قوه‌ی او، به کسب معرفت، ازدیاد ایمان و شدت اخلاص همت گماریم، و هر روز و شب، امامان و بزرگان علیهم السلام را دست کم با یک سلام، زیارت نماییم، تا این ارتباط و اتصال، لحظه‌ای قطع نگردد.

حضرت امام مهدی، عج الله تعالی فرجه الشریف:

«وَ لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنَا وَفَّقَهُمْ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَی اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَی حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا فَمَا یحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ» (احتجاج، ج2، ص499)

ترجمه: اگر شیعیان ما که خداوند توفیق طاعت‌شان دهد، در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، همدل می‌شدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمی‌افتاد، و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان می‌گشت، دیداری بر مبنای شناختی راستین و صداقتی از آنان نسبت به ما؛ علّت مخفی شدن ما از آنان چیزی نیست جز آن چه از کردار آنان به ما می‌رسد و ما توقع انجام این کارها را از آنان نداریم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *